تبلیغات
دغدغه های رهبری

دغدغه های رهبری
مقاومت
قالب وبلاگ
چه همه ی فرستاده گان که پیش از من آمده اند، ننوشته اند خرد خود را چنانکه من نوشته ام.
ننگارده اند خرد خود را آراسته به نگاره ها، چنانکه من نگارده ام خرد خود را
من این را از آسمان آورده ام تا نشانی بر پیامبری ام باشد. «مانی» (۱)

بیشتر محققان و مترجمان و نویسندگان مانی را فقط به عنوان بنیانگذار آیین مانویت و به اصطلاح یک پیامبر می شناسند، اما واژه ی پیامبر برای او بسیار کم است زیرا مانی فقط همین نبود. مانی یک نقاش چیره دست، یک خطاط بی نظیر، یک شاعر فوق العاده، یک پزشک عالیقدر با قدرت ماورا طبیعی غیرقابل باور و از همه مهم تر یک انسان بود که با جهان بینی والا و با عشق شگفت انگیزش نسبت به هستیِ انسان و هستیِ حیوان و تمامی موجودات زنده در صدد رستگاری روح انسان و رها کردن آن از تاریکی های درونی برآمد و در این راه از تمامی هنر خود یعنی تصویرگری، خطاطی، شاعرانگی، سخنوری و نیز دانش پزشکی اش کمک گرفت تا انسان را به سرزمین روشنایی ها هدایت کند.
بدون شک یک انسان با چنین ابعاد گسترده ای که پیش از او در هیچیک از پیامیران دیگر نبود نمی توانست فقط یک پیامبر ساده باشد که تنها حامل رسائل معمولی دینی و اخلاقیات خشک مذهبی باشد. تأثیر مانی در جهان آنچنان عظیم و گسترده است که هنوز هم بعد از سالیان سال مردم برای یافتن رستگاری و جستجوی هنر، در زندگی فلسفی او کنجکاو می شوند و از این رو بسیار سزاوار است که در لیست صد چهره ی مؤثر «مایکل اچ. هارت» رتبه ی ۸۳ را به دست بیاورد. (۲)

زندگی نامه ی مانی:

مانی پیامبر ایرانی و بنیانگذار آیین «مانویت» یا « آیین روشنی»، در آغاز سده ی سوم مسیحی (میلادی) در ۱۴ اپریل سال ۲۱۶ میلادی در محلی نزدیک به «تیسفون» ، استان «آسورستان»، در روستای «مردینو» شرق «بابِل» – که در آن زمان جزو امپراتوری ساسانیان بود، زاده شد. خود او در سروده ای به تولدش بدینگونه اشاره می کند:
«من از سرزمین بابِل برخاسته ام تا ندای دعوت خود را به همه جا بپراکنم.» (۳)
متأسفانه باید اشاره شود که بعضی از محققان و نویسندگان و شعرا – از جمله «فردوسی» سراینده ی «شاهنامه» ،مانی را تصویرگری چینی می داند که از چین به دربار شاه ایرانی
«شاپور» آمده است:
بیامد یکی مرد گویا ز چین
که چون او مصور نبیند زمین(۴)

از نام نخست مانی هیچگونه اطلاع صحیحی در دست نیست. «دکتر ژاله آموزگار» استاد زبان های باستانی ایران عقیده دارد که ریشه ی نام «مانی» آرامی است و در متون فارسی به عنوان «پیامبر روشنایی» معنی شده است .(۵)
پروفسور مری بویس نیز بر همین باور است.(۶)
اما کتاب «گنزا ربا» (۷)کلمه ی « مانی» را مشتق از کلمه «مندا» و به معنی «عرفان»، «خرد» و «روان» می داند و می گوید که با واژگانی چون «مانا» و «مانکیا» هم ریشه است.(۸).
در منابع رومی و یونانی نام مانی را «مانیکوس» و «کوپریکوس» ضبط کرده اند . در منابع مسیحی لاتین «قوربیقوس» نوشته اند.(۹)

نام پدر مانی هم به شکل های گوناگون از قبیل «پاتک، فاتک، فاتح ،پاتیگ » و غیره آمده است، چنانکه «محمد شهرستانی» (۱۰) فاتک و «ابن ندیم» ، فتق بابک (۱۱) آورده، در هر حال او از طبقه ای مرفه و اهل همدان بود. مادرش «مریم» نام داشت و از خاندان کمسرکان بود و به خاندان اشکانی تعلق داشت. (۱۲)
هنگام تولد مانی پدر او « فاتک» در تیسفون بود و آنچنان که روایت است، بر اثر یک الهام غیبی که در معبدی بر او نازل شده بود، به فرقه ی مذهبى «مغتسله» پیوسته بود.(۱۳)
مغتسله، نام فرقه ی سپیدپوشی بود که آیین «مندایی- گنوسی» داشتند و شست و شوی تن را مایه ی رستگاری می پنداشتند. (۱۴).
مانی از شش سالگی به نزد پدر رفت و زیر نظر او به آیین« مغتسله» و «گنوسی» پیوست. در آن زمان در «بین النهرین» – که بخشی از شاهنشاهی ایران بود – ادیان مختلفی آزادانه در جریان بودند : از جمله زردشتی گری، بهودیت و گنوسیک رواج داشت و نیز مسیحیانی که در روم در خطر کشته شدن بودند و به آنجا پناهنده می شدند- ،مسیحیت را پراکنده بودند، بنابراین مانی در چنین فضایی زندگی کرد و آموخت و رشد گرفت (۱۵)

او در دوازده سالگی دریافت که نیرویی خارق العاده در درونش وجود دارد که او را الهام می دهد. وی آن را «توم، یا «نرجمیگ»(۱۶) نامید. این همزاد مینوی در نوشته های مسیحی فارقلیط خوانده شده (۱۷)
در کتاب « الفهرست» شرح الهام « توم» به مانی دوازده ساله بدینگونه آمده است:
«این جماعت (یعنی قوم مغتسله) را فراموش کن،تو از آنان نیستی،وظیفه ی اصلی تو راهنمائی به اصول اخلاقی و پرهیز از شهوات و مسائل دنیایی است. اما چون هنوز نوجوانی، زمان آن نرسیده است که آشکارا قیام کنی.» (۱۸)
از آن پس مانی به صورت جدی و فراگیر به مطالعه ی آیین ها و مذاهب پرداخت وچون کودکی بسیار با استعداد بود و ذکاوتی بیش از حد داشت، در مورد این مذاهب کنجکاوی کرد و تفاوت ها را در نظر گرفت و در ذهنش آن ها را به مقایسه گذاشت. در ۲۴ سالگی بار دیگر آن نیروی درونی یعنی توم به او الهام داد که اکنون زمان آن فرا رسیده که دعوت خود را آشکار نمایی. با این ندا مانی به رسالت برخاست . از آیین مغتسله بُرید و از رهبر عرفانی اش «الخسایی» گسست و یکی از دلایلش این بود که: «تطهیری که عیسا از آن می گوید، از راه معرفت و عرفان حاصل می شود و فقط از راه شستشوی جسم به دست نمی آید.» و به این ترتیب پاکیزگی و شست و شوی روح را پیش کشید و آن را بر پاکیزگی و شست و شوی جسم برتری بخشید. (۱۹) بعد از آن آیین خود را برای پدر و نزدیکانش شرح داد و آنان را به آن دعوت نمود . و نیز چون سخنور قابلی بود، در بابِل و بین النهرین سخنرانی های جذابی نمود که بسیاری را تحت تأثیر قرار داد و پیروان بسیاری برای خود فراهم آورد.(۲۰).
«میرچا الیاده» بر این باور است که آغاز آئین مانویت را می توان از همین دومین مکاشفه ای که در ۲۴ سالگی بر مانی دست داد، یعنی ۱۲ آوریل سال ۲۴۰ میلادی دانست (۲۱)

.
در میان پیروان مانی کشتیبانی بود که عازم سفر بود و مانی برای نخستین سفر تبلیغاتی حود با او همراه شد (۲۲) اکثر محققین بر این باورند که مانی با کشتی به « هند» که امروزه به آن «ایندیا» می گویند، رفته است. در حالی که چنین نیست، بلکه آن سرزمینی که مانی به آنجا رفته و آنان به اشتباه آن را «هند، هندوستان» می گویند، « هندیجان یا هندیگان » است که هم اکنون هم یکی از شهرهای تاریخی ایران است و در جنوب خوزستان قرار دارد. (۲۳)
مانی از هندیجان به سوی توران و مُکران(= بلوچستان و سَند امروزی) سفر کرد. در این سفر موفق شد شاه توران و گروهی از همراهانش را – که بودایی بودند – به آیین خود معتقد کند و این پیروزی بزرگی برای او شمرده شد .(۲۴)
از طرفی دیگر در آن زمان که امپراتوری ساسانیان تا مرکز هند پیش رفته بود، هندیان بسیاری در کناره های خلیج فارس و آن نواحی می زیستند که بودایی بودند. تعداد آنها در بعضی نقاط آنقدر زیاد بود که حتا برای خود معابدی درست می کردند (۲۵)، مانی در جوار آنها با بودیسم آشنا شد و بخشی از آیین بودیسم را پذیرفت و به آیین مانویت تلفیق نمود.
پس از آن به پارس بازگشت و پیاده در آن سرزمین سفر کرد و مورد آزار بسیار واقع شد اما مواردی نیز پیش آمد که بسیار موفقیت آمیز بود از جمله دیدار او با «پیروز» برادر شاپور شاه که از مانی و آیینش حمایت کرد و ترتیب ملاقات او را با شاه شاپور فراهم نمود.(۲۶)
بنا به گفته ی «ابن الندیم» روز یکشنبه اول ماه نیسان که آفتاب در برج حمل بود (= بیستم مارس سال ۲۴۲)، یعنی روز تاجگذاری شاپور ، مانی با دو تن از یارانش نزد شاپور بار یافت. این حضور بسیار باشکوه بود، زیرا هنگامی که مانی بر شاپور درآمد، نوری از تقدس بر دوشش جاری بود که در نظر شاپور جلوه نمود و از این رو شاپور تمام خواست های او را پذیرفت. (۲۷)
مری بویس در این مورد می نویسد:
چنانکه گویند چندی بعد مانی بر شاپور در آمد و تاج بر سر وی نهاد و بر دوش هایش نورهایی چون مشعل فروزان بود ، پس او را فرشته ی روشنی خواندند (۲۸)
در همین مراسم تاجگذاری بود که مانی که از طرف دانشمندان مأمور تبریک به شاپور شد و ضمن تبریک، آیین خود را با بیانی رسا و گیرا شرح داد و از شاپور خواست تا پیروان او را گرامی بدارد تا بتوانند هر جا که می خواهند، آزادانه بروند و تبلیغ کنند. شاپور این اجازه را به او داد و حتا در صدد برآمد که دین وی را به جای دین زردشت، دین رسمی کند .
علت حمایت شاپور از مانی دو مورد بود. اول اینکه شاپور در مورد مذهب مانند پدرش سخت گیر نبود و دیگر اینکه او در فکر گسترش امپراتوری خود بود و چون دین مانی از تلفیق چند دین بوجود آمده بود و می توانست سرزمین های بسیاری را زیر پوشش خودبگیرد، شاپور آن را برای هدف خود مناسب می دید.
طبق نوشته های مانوی به زبان قبطی، مانی سالیان دراز تحت حمایت شاپور بود و حتا در جنگ اِدِسا هم در کنار شاپور حضور داشت .(جنگ میان ایران و روم،میان شاپور و والرین).
او در این مدت فعالیت های گسترده ای در نشر آیین خود نمود و نمایندگان و سفیران هوشمندی به هرسو فرستاد. و نیز به پاس حمایت شاپور شاه کتاب «شاهپورگان» خود را به او پیشکش نمود، اما با اینکه شاپور از هر جهت نظر مساعدی با مانی داشت و او را حمایت می کرد،هیچگاه آیین مانی را به عنوان دین رسمی نپذیرفت. (۲۹)
ولی می توان گفت که شاپور چون خیال امپراتوری بزرگتری شامل مسیحیان و بودایی ها و نیز زردشتیان را در سر داشت، همواره در مورد دین مانی دارای هدف بود(۳۰)

پایان زندگی مانی

پس از مرگ شاپور در سال ۲۷۳ میلادی، فرزندش «هرمز اول» جانشین وی شد. او نیز روشی مسالمت آمیز با مانی و یارانش در پیش گرفت اما پس از یک سال درگذشت و دومین فرزند شاپور به نام «بهرام»، شاه شد. بهرام به تحریک موبدان، – به ویژه «کرتیر» (۳۱) نظر نامساعدی به مانی داشت،بنابراین در اواخر سلطنتش، هنگامی که مانی عازم خراسان بود دولتیان را واداشت که مانع سفر او شوند. مانی به ناچار به تیسفون بازآمد، سپس از او خواستند تا به حضور بهرام برسد (۳۲)
شرح گزارش و ملاقات سرد بهرام با مانی را «نوح زادگ» یکی از اصحاب مانی که تا لحظات
آخر همراه وی بوده است در کتاب مواعظ (یکی از کتاب های مانویان که به زبان قبطی نوشته شده و در بخش دوم شرخش خواهد آمد)، چنین آورده است:

مانی آمد (به حضور شاه بهرام اول). شاه را بزم نان خوردن بود (= بر سر غذا بود) و هنوز دست نشسته بود. (= غذایش را تمام نکرده بود ) خدمتکاران وارد شدند و گفتند که مانی آمده و به در ایستاده است. و شاه به مانی پیغام فرستاد، که زمانی صبر کن تا من به پای خود به سوی تو آیم.
مانی نزد نگهبان نشست تا شاه دست شُست (=عذایش را تمام کرد) و از غذا برخاست زیرا خود عزم شکار داشت. آنگاه نزد مانی آمد و به او گفت :
– خوش نیامدی!
مانی گفت : چه بدی از من سر زده است؟
بهرام گفت: سوگند خورده‌ام که تو را نگذارم به این سرزمین بیایی.
آنگاه با پرخاش به مانی گفت: آوخ ! به چه بایسته اید؟ که نه به کارزار روید و نه نخجیر کنید اما مگر این پزشکی را و درمان بردن را بایسته اید و این را نیز نکنید. (= تو برای چه کاری خوب هستی؟ زیرا نه به جنگ می‌روی و نه به شکار- شاید برای طبابت و درمان هستی که آن را هم نمی‌کنی.)
مانی پاسخ داد که من به شما هیچ بدی نکرده‌ام . و همیشه به شما و به خاندان شما نیکویی کردم و بسیار بنده شما بود که دیو و دروج (دروغ) از ایشان ببردم، بسیار بودند که از بیماری برخیزاندم (= نجات دادم) بسیار بودند که تب و لرز چندین ساله ر ا از آنان دورکردم، بسیار بودند که مرگ آمدند و من ایشان را زنده کردم (۳۳)
پس از اینکه بهرام با مانی گستاخی کرد دستور داد وی را به زندان افکندند و در زنجیرش کردند (۳۴) و پس از یک محاکمه ی نمایشی که به تحریک و توطئه ی کرتیر صورت گرفت، مانی با این اتهام که شاهزاده‌ای را وادار به تغییر دین کرده است، به محکوم به مرگ شد. (۳۵)
بنا بر آنچه ثعالبی در مورد این محاکمه ی نمایشی نقل می کند، گفتگویی میان کرتیر و مانی در حضور بهرام بدینگونه اتفاق افتاده است :
مؤبد (کرتیر) از مانی پرسید: ویرانی بهتر است یا آبادانی؟
مانی گفت: ویرانی، تن ها مایه ی آبادانی جان هاست.
مؤبد گفت: به ما بگو ، آیا کشتن تو آبادانی است یا ویرانی؟
مانی گفت: این ویرانی بدن است.
مؤبد گفت: پس شایسته است که تو را بکشیم تا پیکرت ویران شود و جانت آبادان! (۳۶)

مرگ مانی
آرتور کریستن سن می گوید:
مرگ مانی در منابع مختلف به صورت متفاوت بیان شده است . بنابر یک روایت شرقی مانی مصلوب شد، یا زنده زنده پوست او را کندند و بعد سرش را بریدند و پوست او را پر از کاه کردند و به یکی از دروازه های شهر گندی شاپور خوزستان بیاویختند که از آن پس به
دروازه ی مانی مشهور گشت. (۳۷)
در کتاب «آثار الباقیه» از ابوریحان بیرونی آمده است که مانی را کتابی بوده که در آن از مرگ خود خبر داده، او چون گفته بود که در پادشاه شیطانی است و وعده داده بود که شاه را شفا دهد و نتوانست به وعده اش وفا کند، پس پادشاه بر دست و پای او بند نهاد و به زندانش گسیل داشت و مانی در همان جا بمرد و آنگاه سرش را از تن جدا کرد و بر در بارگاه بیاویخت و بدنش را در گذرگاه مردمان بینداخت .(۳۸)
بعضی منابع دیگر ادعا دارند که مانی روز چهارشنبه هشتم شهریور ماه یزدگردی گرفتار شده و او را به زندان برده اند که در این هنگام در اواخر سن ۵۹ سالگی بوده است که در سن ۶۰ سالگی بعد از ۲۶ روز گرفتاری در زندان مرده است و پس از مرگ او را داربست کرده اند ، مدفن مانی در همین موضعی است که به نام قبر دانیال شهرت دارد و در چند سال اخیر گمان کرده اند که شوش قدیم در این حوالی بوده است .(۳۹)
سایت «ویکی واند» نیز تحت نام « خوزستان» حامل بخشی از متنی پارتی بر روی دستنویس مانوی است که از زمان و مکان مرگ مانی می‌گوید و در سده ی سوم میلادی (یعنی سیصد سال پیش از اسلام) نوشته شده است. برگردان این آوا نگاری به زبان فارسی چنین است:
چهار روز گذشته از شهریورماه، روزِ شهریور، روز دوشنبه، ساعت یازده، در استان خوزستان و در شهر بیت لاپاط [یعنی همان گندی‌شاپور]، که پدر روشنایی [یعنی مانی] عروج کرد.(۴۰)
فردوسی در شاهنامه مرگ مانی را در زمان شاپور می داند که مطابقتی با تاریخ ندارد. او هم بر اساس همان روایت شرقی در شاهنامه ابیاتی دارد که می گوید که مانی را زنده زنده پوست کندند ، بعد سرش را بریدند و پوست او را پر از کاه کرده و به یکی از دروازه های شهر گندی شاپور خوزستان بیاویختند .(۴۱)
براساس این اشعار، در شاهنامه ی ابوسعیدی تصویری هم کشیده شده که تنها تصویری است که از مرگ مانی در ایران وجود دارد
این تصویر با توضیحات مربوط به آن به پیوست متن است:

مانی

در این نگاره «مانی» که موضوع اصلی نگاره است ، دقیقاً در میان تصویر دیده می شود.
در مرکز تابلو دو درخت نخل قرار دارد که خاص مناطق گرمسیری است و نشان می دهد که نقاش می خواسته به محل جغرافیایی حادثه هم اشاره نماید، زیرا مطابق با روایت واقعه در شهر گندی شاپور در خوزستان – که از گرم ترین شهرهای ایران است، اتفاق افتاده .
بر درخت جلویی تصویر پیکره ی مانی در حالی که شالی به کمر دارد و به وسیله طنابی از گردن به درخت آویزان است، دیده می شود. این پیکره بنا به روایت پوست کَنده شده ی اوست که پر از کاه است و آن دیگری که برهنه بر زمین افتاده که اعضای صورت و بدنش نامشخص و به رنگ سرخ تیره است ، جسم اوست. در سمت چپ تابلو تصویر چهار مرد که دو نفر سوار بر اسب و دو نفر دیگر پیاده هستند، دیده می شود. مردی که بر اسب نشسته و لباسی سبز و متفاوت و تقرهباً اشرافی بر تن دارد، مؤبدی زردشتی است که چیزی شبیه « تعلیمی» به دست دارد و با آن به جسد اشاره نموده و قدرت نمایی می کند. مرد ایستاده ای که لباس سرخ به تن دارد و با دست به بالای درخت اشاره می کند ، سرباز است که در خال گزارش به مرد اسب سوار است، مرد چهارمی نیز کنار درخت ایستاده که در حال ضربه زدن به جسد مانی است که بر زمین افتاده است.
در سمت راست تصویرنمایی از یک ساختمان آجری با دو در قوسی شکل دیده می شود. این بنا مطابق با داستان یک بیمارستان است که در بالای آن و از میان پنجره ها نیم تنه ی دو زن دیده می شود که به جسد بالای درخت نگاه می کنند و یکی از آنها از حیرت ، انگشت به دهان گرفته است. در بالای پنجره ها کتیبه هایی تزیینی و احتمالاً به خط کوفی ، با کاشی های لاجوردی وجود دارد که متأسفانه به علت تخریب تصویر، قابل خواندن نیست و همچنین
ردیفی از کاشی های آبی رنگ در پایین عمارت دیده می شود. حضور ویژگی های معماری ساسانی در این بنا وجود دارد . اشعاری که در این تابلو وجود دارد از شاهنامه است که فردوسی با خرسندی واقعه ی مرگ مانی را شرح داده است.(۴۲)

پانویس ها

۱- مانی: پیامبر نگارگر، پیامبر آخر؟
گفتگوی پروفسور تورج دریایی، استاد تاریخ ایران در دانشگاه ارواین کالیفرنیا

Michael H. Hart2-
http://arankingofthe100.blogspot.com.au/2011/09/michael-h-hart.html

۳- اسماعیل پور، ابوالقاسم/ اسطوره آفرینش در آیین مانی/انتشارات فکر روز/ چاپ اول /تهران ۱۳۷۵/ ص ۱۳
و همچنین:
Boyce, Prof Mary/Mani’s spirit and matter/ April 7, 2006
Mani was born on 14 April, A.C. 216, in northern Babylonia, which then formed part
of the province of Asoristan, in the Parthian empire.
http://iranian.com/History/2006/April/Mani/index.html
۴- سایت گنجور ، بخش پادشاهی شاپور:
بیامد یکی مرد گویا ز چین
که چون او مصور نبیند زمین
بدان چربدستی رسیده به کام
یکی برمنش مرد، مانی به نام
به صورتگری گفت پیغمبرم
ز دین آوران جهان برترم
ز چین نزد شاپور شد بار خواست
به پیغمبری شاه را یار خواست
فردوسی در این ابیات و بیت های بعد از آن مانی را به صورت شعبده بازی مصور نموده که شاپور در آیین او شک می کند و او را می کشد . نابرابری های شاهنامه با واقعیت های تاریخی بسیار به زیان دانسته های ایرانیانی است که به فردوسی باور مندند و نیز به زیان نقاشی مینیاتور ایرانی. باید گفت هنوز هم که هنوز است عده ی بیشماری مانی را چینی می دادنند و نقاشی میناتور ایرانی را چینی می شمارند :
http://ganjoor.net/ferdousi/shahname/zolaktaf/sh15

۵- آموزگار، ژاله /موثرترین منبع اطلاعاتی ما از «مانی» مخالفان او بوده‌اند/ سایت فرهنگ امروز
http://farhangemrooz.com/print/27491

Mani’s own name, a fairly common one, is Aramaic and not Iranian6-
Boyce, Prof Mary/Mani’s spirit and matter/ April 7, 2006
http://www.cais-soas.com/CAIS/Religions/iranian/Manichaeism/manichaeism.htm

۷- گنزا ربا، کتاب مقدس منداییان
Mandaean Scriptures and Fragments/ / Ginza Rba
http://gnosis.org/library/ginzarba.htm

۸- جستاری درباب اهمیت و شناخت صابئین مندایی/ (بخش آخر)
http://www.iranwire.com/print/34/5957

۹- مبلغی آبادانی، عبدالله/ تاریخ ادیان و مذاهب جهان/ انتشارات منطق (سینا)/قم/ ۱۳۷۳/ جلد ۲/ ص ۲۸ –
۱۰- محمدبن عبدالکریم شهرستانی/ الملل و النحل/ ترجمه محمد رضا جلالی نائینی/ ،انتشارات اقبال/ تهران /چاپ پنجم / ۱۳۸۴/ جلد اول/ جلد اول،۴۰۹
۱۱- ابن الندیم/ الفهرست/ ،ترجمه ی محمد رضا تجدد/انتشارات اساطیر/ چاپ اول/تهران/ ۱۳۸۱/ص –
۱۲- مشیری تفرشی، دکتر منیژه / مانی و آیین او / مجله ی چیستا/ تهران / سال ۱۶/ شماره ۴ و ۵ / ص ۳۲۷

Boyce, Prof Mary/Iranian Religions: Manichaeism 13-
According to Ibn an-Nadim, Patteg left Hamadan for al-Madain in Babylonia. One day, in a temple which he frequented there, he heard a voice from the sanctuary summoning him to renounce wine, meat, and intercourse with women. Obeying this call, he left al-Madain to join a sect known as the “Mughtasila
http://www.cais-soas.com/CAIS/Religions/iranian/Manichaeism/manichaeism.htm

۱۴- اسماعیل پور، ابوالقاسم/ اسطوره آفرینش در آیین مانی/انتشارات فکر روز/ چاپ اول /تهران ۱۳۷۵/ ص ۲۷۸

۱۵- مانی: پیامبر نگارگر، پیامبر آخر / گفتگوی پروفسور تورج دریایی، استاد تاریخ ایران در دانشگاه ارواین کالیفرنیا
۱۶– این موجود آسمانی (فرشته) در متون فارسی «نرجمیگ» ذکر شده که از دو کلمه ی (نر= مرد) و جمیگ( همزاد) ساخته شده / معادل این نام به زبان آرامی (توما) آمده که ابن الندیم در الفهرست آن را به صورت (التوم) ضبط کرده / در متون مانوی به زبان قبطی این همزاد به نام
saish
آمده که به معنی (جفت و قرین) است / در دست نویس یونانی بازمانده از آثار مانوی این نام به صورت
suzugos
آمده که به معنی ( همراه ) است. این دست نویس که به زبان یونانی نوشته شده به
Greek mani codex
مشهور است، این دست نویس در مصر پیدا شده و خلاصه ی آن در مجله ی «پاپیروس شناسی» در سال ۱۹۷۰ ترجمه و چاپ شده. این رساله از زبان مانی و در حقیقت شرح حال اوست به قلم خودش.
باقری، دکنر مهری/ تابعه / مجله ی دانشکده ی ادبیات تبریز/ شماره ۱۶۶/ ص ۲۶ و ۲۷

۱۷- فارقلیط: فرشته یا پیامبری که مسیح مژده داده بود که پس از او خواهد آمد . مانی خود را فارقلیط عیسا و نجات دهنده ی عالم بشریت می دانست
اسماعیل پور، ابوالقاسم/ اسطوره آفرینش در آیین مانی/انتشارات فکر روز/ چاپ اول /تهران ۱۳۷۵/ص ۲۷۵.
و همچنین:
فارا قلیط: به معنای «تسلی دهنده» و «شفیع» و «راحت آور
یونانی آن می شود پاراکتوس
) parakletos
بررسی معنا و مفهوم فارقلیط در دین مسیح/ سایت دایره المعارف (دانش نامه) طهور
http://www.tahoor.com/fa/Article/View/210688
و همچنین :
one who pleads another’s cause with one, an intercessor 1. of Christ in his exaltation at God’s right hand, pleading with God the Father for the pardon of our sins
biblestudytoolsبا مراجعه به سایت :
http://www.biblestudytools.com/lexicons/greek/nas/parakletos.html

۱۸– ابن الندیم/ الفهرست/ ،ترجمه ی محمد رضا تجدد/انتشارات اساطیر/ چاپ اول/تهران/ ۱۳۸۱/ص۵۸۳
و نیز : گئو ویدن ،گرن/ ترجمه ی نزهت صفای اصفهانی/ مانی و تعلیمات او/ تهران/ نشر مرکز/ سال ۱۳۹۰/ ص ۴۰
و نیز: مهدی باقری / دین های ایران باستان/ تهران / انتشارات قطره/ چاپ اول / سال ۱۳۸۵/ص ۹۶

۱۹- بختیار، دکتر مریم/ بررسی عرفان مانوی/ مجله عرفان اسلامی/ تهران/ سال ۱۳۸۵/ دوره ۲/ شماره ۸/ ص ۵۴ و ۵۵

۲۰ – اسماعیل پور، دکتر ابوالقاسم /فرهنگ و اسطوره، «اسطوره­های مانوی»/ سایت انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/28211

۲۱- میرچا ، الیاده / آیین گنوسی و مانوی/ ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور/ تهران/ انتشارات فکرروز / چاپ اول/ سال ۱۳۷۳/ص ۱۳۷

۲۲- اسماعیل پور، دکتر ابوالقاسم /فرهنگ و اسطوره، «اسطوره­های مانوی»/ سایت انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/28211

۲۳- جای حیرت است که بسیاری از مانی شناسان ، مانی را در اولین سفر خود، روانه ی هند کرده اند و درست نیست. متأسفانه محققین خارجی هم با مراجعه به این مقاله ها و کتاب ها اشتباه آنان را تکرار نموده اند. در ایران – جنوب خوزستان شهر تاریخی وجود داشته که نامش «هندیجان= هندیگان» است که به آن هند هم می گفته اند. این شهر هنوز هم در همان مکان هست و یکی از شهرهای تاریخی- اسطوره ای ایران است و رودخانه ی پرآبی به نان «زُهره» از میان آن می گذرد:
http://travel.stad.com/index.php?city_id=131559
دیگر اینکه شبه قاره ی هند(ایندیا) در سده سوم میلادی «بهارت» نام داشته و اصلن نامش هند نبوده است.
http://pediaa.com/why-india-is-called-bharat
افزون بر اینهمه زمان برای رفتن و برگشتن به شبه قاره هند و و دو سال در این سفر ماندن کافی نبوده، زیرا به گفته این محققین مانی در آخرین سال پادشاهی اردشیر به هند رفته و در آغاز پادشاهی شاپور – یعنی در کمتر از یک سال به تیسفون بازگشته ، پس چگونه می توانسته دو یا سه سال در هند به تبلیغ آیینش پرداخته باشد؟
عبدالحسینیان،احمد/شناخت لغزش‌هایی در تاریخ نگاری خوزستان/سایت سخنگو
http://sokhango.blogfa.com/post-572.aspx

۲۴- بهبهانی، امید/ در شناخت آیین مانی/ انتشارات بندهشن/ تهران /۱۳۸۴/ چاپ اول /ص ۱۲

۲۵- از جمله ی این معابد می توان به «معبد هندو ها» یا « بت گوران» در بندرعباس اشاره داشت که ویژگی هایی منحصر به فرد خودش را دارد و در آن طرحی از«کریشنا» خدای فلوت نواز هندوها دیده می شود
سایت جام حم / اخبار هرمزگان
http://hormozgannews.com/Pages/Printable-News-3870.html

۲۶- بهبهانی، امید/ در شناخت آیین مانی/ انتشارات بندهشن/ تهران /۱۳۸۴/ چاپ اول /ص ۱۲

۲۷- ابن ندیم ، محمدبن اسحاق/ الفهرست/ ترجمه و تحقیق محمد رضا تجدد/ انتشارات امیر کبیر/ تهران ۱۳۶۶/ ص ۵۸۳ ۵۸۴
و نیز : کریستن سن، آرتور/ ایران در زمان ساسانیان/ ترجمه ی رشید یاسمی/انتشارات ساحل/ تهران/ ۱۳۸۲
ج ۲/ ص ۲۰۳- ۲۰۶

Boyce, Prof Mary -28
P68/ Tehran Liege 1975/Leiden/Acta iranica9/A reader in Manichaean Middle Persian and Parthian /

۲۹- .تقی زاده،سید حسن/مانی و دین او (دو خطابه در انجمن ایرانشناسی- فراهم آورنده احمد افشار شیرازی)/ چاپخانه مجلس/ تهران/ سال ۱۳۳۵/ ص ۱۰
و نیز: محبّی، جواد/ ص۲۲۲تاریخ تمدن ایران/ انتشارات گوتنبرگ/ تهران سال ۱۳۳۶/
۳۰- فرای،ریچارد نلسون /تاریخ باستانی ایران /ترجمه مسعود رجب نیا/تهران/ انتشارات علمی و فرهنگی/ چاپ دوّم /سال ۱۳۸۲/ص ۴۸۱

۳۱- کرتیر یا کردیر موبد پرنفوذ دوران ساسانی بود که در زمان پادشاهی هفت شاهنشاه ساسانی زندگی کرد گمان می‌رود که اقدامات کرتیر نه تنها در پیدایش دین رسمی ایران بلکه در کار سیاست داخلی کشور نیز دارای اهمیت قاطع و فراوان بوده‌است.کرتیر با آئین مانی به عنوان یک بدعت به مبارزه برخاست
دانش نامه ویکی پدیا :
https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1

۳۲- مهرداد، بهار/ ادیان آسیایی/ نشر چشمه / تهران ۱۳۹۰/ چاپ پنجم/ ص۸۲

۳۳- میرچا ، الیاده / آیین گنوسی و مانوی/ ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور/ تهران/ انتشارات فکرروز / چاپ اول/ سال ۱۳۷۳/ ص ۲۲۵
و نیز رجوع به متن انگلیسی آمده:
henning/ mani who were on the point of death

۳۴- بهار، مهرداد، ادیان آسیایی، نشر: چشمه (۱۳۹۰)/ چاپ پنجم ص۸۲

۳۵- همتی، همایون/ سیر مدام/ حوزه هنری/ تهران ۱۳۷۸/ چاپ اول/ ص ۱۷۰

۳۶- ثعالبی، ابومنصور/تاریخ ثعالبی / ترجمه فضائلی/ نشر نقره/ تهران ۱۳۶۸/ص ۳۱۹

۳۷- کریستین سن ، آتور/ ایران در زمان ساسانیان / ترجمه رشید یاسمی/ انتشارات نگاه/ تهران / سال ۱۳۸۹/ چاپ سوم/ ص ۲۰۷

۳۸- بیرونی، ابوریحان / آثارالباقیه / ترجمه اکبر دانا سرشت/ انتشارات ابن سینا / تهران / سال ۱۳۵۲/ چاپ نخست/ جلد اول /ص۲۷۰

۳۹- ز ، بهروز ،(بی تا)/ تقویم و تاریخ در ایران/ نشر انجمن ایرانویج/ ص ۱۱ و ۱۱۳

۴۰- سایت ویکی واند/ زیر نام خوزستان:

۴۱- سایت گنجور / بخش ۱۵/ پادشاهی شاپور
http://ganjoor.net/ferdousi/shahname/zolaktaf/sh15

۴۲-مانی در آینه ی هنر و ادبیات / جعفر چنگیز میرزا حسابی و منیژه کنگرانی/پژوهش نامه علوم انسانی/ شماره ۵۸/ تابستان ۱۳۸۷/ ص۲۳-36
[ پنجشنبه 20 مهر 1396 ] [ 02:51 ق.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
چکیده
در عصر حاضر، سازمان‌ها به‌طور فزاینده با محیط‌های پویا و در حال تغییر مواجه‌اند که شرط بقا در این شرایط متلاطم انعطاف‌پذیری، انطباق‌پذیری و کارآفرینی و نوآوری بیشتری می‌باشد.
داشتن یک سازمان نوآور نیازمند پیش شرط ‌هایی می‌باشد که از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین لازمه‌های آن حضور رهبرانی تحول‌آفرین  و تسهیم دانش می‌باشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر رهبری تحول‌آفرین بر نوآوری سازمانی با میانجیگری تسهیم دانش پژوهش صورت گرفته است، از لحاظ هدف کاربردی و به روش توصیفی-همبستگی می‌باشد. حجم نمونه تعداد 160 نفر از مدیران ارشد شرکت‌های مهندسی فعال در حوزه رباتیک در شهر تهران می‌باشند که بصورت تصادفی انتخاب شده‌اند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش، پرسشنامه ترکیبی رهبری تحول‌آفرین ، پرسشنامه ترکیبی نوآوری سازمانی و پرسشنامه استاندارد تسهیم دانش می‌باشد، که پایایی آنها از طریق آلفای کرونباخ به ترتیب 89/0 ، 93/0و 91/0 به دست آمد و روش تحلیل عاملی برای بررسی روایی مورد استفاده قرار گرفته است. داده‌ها نیز با بهره‌مندی از همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی تحلیل شدند.
 نتایج نشان داد رهبری تحول‌آفرین با حضور متغیر میانجی تسهیم دانش تاثیر مثبت و معناداری بر نوآوری سازمانی دارد. از اینرو پیشنهاد می‌شود با بکارگیری و ایجاد ساختارهای مناسب حمایت کننده از سبک رهبری تحول‌آفرین و تسهیم دانش فضا و شرایط مناسبی برای نوآوری سازمانی فراهم شود.

دانلود اصل مقاله

[ سه شنبه 17 مرداد 1396 ] [ 10:54 ق.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
[ یکشنبه 8 مرداد 1396 ] [ 01:18 ق.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
[ یکشنبه 8 مرداد 1396 ] [ 12:43 ق.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
[ یکشنبه 8 مرداد 1396 ] [ 12:38 ق.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]

قلب تفکر انتقادی، توانایی در ارزیابی تفکر خویش است. با تفکر انتقادی می توان استدلال کرد، استنتاج کرد و مسائل را شناخت.
برای یادگیری تفکر انتقادی، سه ویژگی باید در پرسنل افزایش یابد: مهارت های تفکر انتقادی، منش تفکر انتقادی و تجربه.
سازمان های امروز نیاز دارند که پرسنلشان نسبت به انجام امور تامل کرده، خطاهای خود را اصلاح کرده و در تفکر هدفمند باشند. هیچ مدیری، تحمل کارمندی که منفعل، بی تفاوت به کار، بی علاقه با یادگیری، مایل به یکنواختی و روزمرگی باشد را ندارد.

منش تفکر انتقادی به صورت خلاصه عبارتست از: کنجکاوی، داشتن دانش بالا، اهیمت به استدلال، ذهن باز، انعطاف پذیری، ارزیابی منصفانه، صداقت در روبرو شدن با تعصب های شخصی، محتاط در قضاوت، علاقه مند به بازنگری، داشتن وضوح دید در مورد مسایل، داشتن انضباط در موضوعات پیچیده، کوشا در جمع آوری اطلاعات مورد نیاز، انتخاب معیار بر اساس دلیل، تمرکز بر کندو کاو، و استمرار بر یافتن پاسخ های که با توجه به موضوع و شرایط از دقت بالایی برخوردار است.


[ یکشنبه 8 مرداد 1396 ] [ 12:35 ق.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
[ یکشنبه 8 مرداد 1396 ] [ 12:22 ق.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
[ یکشنبه 8 مرداد 1396 ] [ 12:19 ق.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]

با ورود به اینستاگرام اینجانب حمید مظاهری راد و ثبت درخواست تان مقالات متعدد در زمینه های یاد شده را بصورت رایگان درخواست دارید.ضمنا آیدی تلگرام اینجانب نیز hmazahere@ برای همین منظور و خدمت رسانی در اختیارتان قرار می گیرد.معتقدم که زکات علم نشر آن می باشد.

در ضمن دهکده سلامتی خدمتی دیگر در جهت گام نهادن به دنیای متفاوت با مشخصات زیر در اختیارتان خواهد بود.

دهکده سلامتی مظاهری راد:
دهکده سلامتی را به دوستان خود با آدرس زیر معرفی کنید چرا که این گروه تلخیصی از مطالب ضروری برای سلامتی تان میباشد. در این گروه تحت هیچ شرایطی تبلیغ انجام نگرفته و فقط مسائل مهم و کاربردی منتشر میشود.دوستان عزیز می توانند در صورتیکه مشکلی درمانی داشته و یا خواهان پیشگیری و درمان هستند با شماره ی تلفن اینجانب 09144075611 از طریق تلگرام مشکل خویش را مطرح سازند تا از طریق کارشناسان و متخصصان پاسخ مناسب دریافت دارند. این گروه نیازهای مهم سلامتی شما را تا حد زیادی برطرف کرده و زندگی بهتری را با این گروه تجربه نموده و گره های روانی و امراض جسمانی تان تا اندازه ی زیادی برطرف میشود.
https://telegram.me/salamat14

و آیدی salamat14@


[ جمعه 23 تیر 1396 ] [ 07:58 ب.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
[ پنجشنبه 8 مهر 1395 ] [ 09:37 ب.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
بیانات مهم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای درس خارج فقه‌شان منتشر شد.

متن کامل بیانات امام خامنه‌ای به شرح ذیل است:

بیانات در ابتدای درس خارج فقه

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

الحمدلله رب العالمین والصلوة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

سیما بقیة الله فی الأرضین

دنباله‌ی حدیث قبل از جناب ابی‌حمزه‌ی ثمالی از حضرت سجاد (سلام الله علیه) که فقراتی از این حدیث را در روزهای قبل خواندیم. «إن زکی خاف ما یقولون»
حالا قبل از آنی که این فقره را عرض بکنم؛ این تذکر را، توجه را بدهم که از مطلبی که ما دیروز در ذیل این فقره‌ی قبلی گفتیم مثل اینکه سوءبرداشت شده، بعضی‌ها سوءتلقی کردند. خب حالا سوءبرداشت فی‌نفسه چیز مشکلی نیست.

لکن وقتی که این منتهی بشود به بگو و مگو و بخصوص در این فضای مجازی و این یک چیزی بگوید، آن یک چیزی بگوید، مایه‌ی کدورت و دل‌چرکینیِ برادران مؤمن از یکدیگر بشود آنوقت این چیز بدی است. بنده‌ی حقیر که این همه اصرار دارم بر وحدتِ قلوب و حرکت در مسیر واحد و اتحاد نیروهای کشور، بخصوص نیروهای مؤمن و انقلابی، خدای نکرده یک چیزی آدم بگوید که مایه‌ی اختلاف بین نیروها بشود این را به خدا پناه می‌بریم. نباید این چیزها را مایه‌ی اختلاف قرار داد.

خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. خب یک چیز عادی است. انسان بایستی آن چیزی را که می‌بیند و می‌فهمد و فکر می‌کند که به نفع برادر مؤمن‌اش است باید به او بگوید دیگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود.

دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی که نیست. این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو. [1]

دشمنان هم که گوش خواباندند استفاده کنند. ببینید، حواستان جمع باشد. خب به رادیوی «فردا» یا رادیو‌ی «بی‌بی‌سی» چه ارتباطی دارد این قضیه؟ می‌پردازند، بحث می‌کنند، تحلیل می‌کنند، علت چیه، چرا گفتند، این چیست معنایش؟ این معنایش این است که دشمن می‌خواهد استفاده کند. ما چه کار باید بکنیم؟ ما باید نقطه‌ی مقابل دشمن حرکت بکنیم.

یعنی مطلب خیلی عادی است، همین‌طور که بنده عرض کردم. خب شما برادر مؤمن من هستی. یک چیز را مصلحت شما می‌دانم، می‌گویم به شما. این اشکالی که ندارد ظاهراً. چیز خوبی است. لازم هم هست شرعاً. لازم هم هست خیرخواهی. «النّصیحة لِلمُؤمنین» یا «لِلإخوةِ المُؤمنین» یا «لأئمة المؤمنین» در همه‌ی صور. این یک چیزی خوبی است دیگر. انسان باید نصحیت کند. نصحیت یعنی خیرخواهی.

من به جنابعالی که مثلاً آقای آشیخ عبدالعالی اسمتان است من باب مثال علاقه‌مندم. می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست. به شما می‌گویم وارد نشو. نمی‌گویم هم وارد نشو. امر و نهی نیست. حالا بعضی گفتند آقا دستور دادند، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی‌دانیم. من صلاح نمی‌دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست.

اینی هم که حالا بگویند که فلانی [رهبری] تحت تأثیر زید و عمرو و بکر و ... است؛ نه، این حرف‌ها چیه؟ بنده از زید و عمرو و بکر و اینها هم بیشتر اطلاع دارم، هم انگیزه بیشتر دارم. آنچه که واقعاً  مصلحت باشد، آنچه که مصلحت بدانم بینی و بین‌الله، ما باید به خدا جواب بدهیم. یکی از دعاهایی که دائماً باید امثال بنده و شما بکنیم این است، «وَاسْتَعمِلْنی لِما تَسْألُنی غَداً عَنه» فردا از ما سؤال می‌کنند.

چرا فلان چیز را گفتید، چرا نگفتید. از نگفتید هم سؤال می‌کنند. فقط از گفتید نیست. چرا فلان کار را کردید، چرا نکردید. از نکردید هم سؤال می‌کنند. بنابراین نه، ما این فقره‌ای که دیروز معنا کردیم ناظر به این قضیه اصلاً نبود. داشتیم حدیث را معنا می‌کردیم مثل اینکه امروز هم حدیث را معنا می‌کنیم. آن قضیه هم همینطور است که عرض کردیم. بین برادران مؤمن اختلاف سر این چیزها هیچ مصلحت نیست. شما یک چیزی بگویید، آن یک چیزی بگوید. آن یک چیزی بگوید. یک نفر سومی هم منتظر باشد، به مجردی که شما با هم دعوا کردید، او بیاید از میانه سود خودش را ببرد؛ بردارد ببرد. اینها را باید مراقب بود. امروز کشور به اتحاد نیروها احتیاج دارد. بخصوص نیروهای مؤمن. نیروهای پای کار. سعی کنند از این چیزها اختلاف بوجود نیاورند.


[1] خنده‌ی معظم له و حضار


[ دوشنبه 5 مهر 1395 ] [ 12:45 ب.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]

کلمه کاریزما ریشه لاتین داره و به معنی موهبت الهی. شخصی که کاریزماست، مثل یک هدیه الهی بهش نگاه میشه. مفهوم رهبری کاریزما از علوم اجتماعی و جامعه شناسی وارد مدیریت شد. در واقع خاستگاه اصلی رهبری کاریزماتیک، رهبری جوامع و حرکت دهندگی برای مسایل اجتماعی هستش. رهبر کاریزما به شخصی اطلاق میشه که رفتارهای خاص و خارق عادتی از خودش نشون میده که دور از دسترس افراد عادیه و به همین دلیل پیروان این رهبر، اون رو مثل یک پدیده عجیب میبینن و ازش پیروی می کنند. رهبران کاریزما در کسب و کار در دنیا تعدادشون کم نیست. فردی مثل استیو جابز کاملا کاریزما بود. در پست های بعدی بیشتر راجع به کاریزماتیسم صحبت می کنم.
راستی فکر می کنید رهبری کاریزما همیشه در کسب و کار خوبه؟ یا اونم اقتضاییه و اثربخشیش بستگی داره به ... .



[ جمعه 11 دی 1394 ] [ 07:32 ب.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
مدیر یا رهبر؟ نقش شما درکسب و کارتان چیست؟ (۱ از ۴)

پاسخ سوالات زیر را به دقت بدهید:
1. صبح روز برگزاری یک جلسه مهم  و بزرگ، دو نفر از اعضای کلیدی تیم سازمان‌تان اطلاع می‌دهند که به دلیل بیماری قادر به شرکت در جلسه نیستند. شما:
الف- با آنها تماس می‌گیرید و به شدت تشویق‌شان می‌کنید که هر طور شده در جلسه حضور یابند.
ب- بی‌خیال آنها می‌شوید و با بقیه تیم خود برای هر چه آماده‌تر شدنشان کار می‌کنید.
ج- درخواست می‌کنید که اعضا برای 5 دقیقه دور هم جمع شوند و مسئولیتهای فرد غایب را میان خود تقسیم کنند
د- از مورد اعتماد‌ترین هم تیمی خود می‌خواهید که او وظایف افراد یا فرد غایب را عهده‌دار شود.


2- درست حین زمانی که سخت مشغول کار بر روی پروژه‌ای اساسی هستید، لوله‌ی آب اتاق می‌ترکد و آب همه جا را بر می‌دارد به گونه‌ای که  ممکن است  کامپیوترها را دچار مشکل کند. شما:
الف- در اینترنت و با بصورت تلفنی جویای راه‌حل فوری می‌شوید. و خود دست به کار می‌گردید تا تیم کمترین آسیب را ببیند و در کار خود دچار وقفه نشود.
ب- فوراً با یک لوله کش تماس می‌گیرید و خود بالای سر او می‌ایستید، تا به سرعت کار را تمام کنند.
ج- افراد را جمع می‌کنید و نظر آنها را در خصوص راه‌حل جویا می‌شوید.
د- برای جلوگیری از ایجاد خلل در روند انجام کار از اعضاء می‌خواهید که وسایل خود از جمله لب‌تاپهایشان را بردارند و  در جای دیگری مستقر شوند (مثل یک رستوان در نزدیکی محل کار).

3. فرض کنید یکی از وظایفتان برگزاری جلسات فصلی و تعیین خط مشی‌هایی برای ادامه‌ی سال است. اهم مطالبی که در جلسه مطرح می کنید تأکید بر:
الف- این است که چه تیم فوق‌العاده ای  دارید و چقدر از کارکردن با ایشان لذت می‌برید.
ب- این است که دنبال کردن فرآیندها و اهداف سازمان برای ارتقاء بهره‌ وری چقدر برای تیم ارزشمند است.
ج- اهمیت کلیه کارکنان در، از آن خود کردن فرآیند فروش و تفکر خلاقانه تا چه میزان است.
د- پیشرفت‌های فعلی چگونه به هموار کردن مسیر برای آینده می‌انجامد.

4. کارمندانی که در دفتر قدم می‌زنند، معمولاً من را در حالتی می‌بینند که غرق در خواندن :
الف- سیاستها و فرآیندهای سازمانی هستم تا آنها را به روز نگه دارم.
ب- آخرین مجلات  و کتابهای صنعت مربوط به خودم هستم.
ج- زندگی نامه‌ی فردی هستم که الهام بخش زندگیم بوده است.
د- گزارشات و اخبار سایت‌های خبری و جدیدترین روندهای بازار هستم.

5. تیم با یک مسأله جدی دست به گریبان شده به همین دلیل اعضاء را به یک جلسه فرا می‌خوانید، در پایان واکنش اعضاء تیم چگونه است.
الف- آرام و بی‌هوا به میزهای خود برمی‌گردند. کمی احساس دستپاچگی  دارند اما آرام‌تر از قبل هستند.
ب- کامپیوترهای خود را روشن می‌کنند و شروع به انجام اقداماتی می‌کنند که در جلسه مقرر شده است.
ج- با ایده‌ها و پیشنهادات خود در بحث وارد می‌شوند.
د- با یک شور و شوق ذاتی پشت میزهای خود باز می‌گردند و آماده‌اند که پس از رسیدن به بن‌بست، شروعی تازه را تجربه کنند.
6. در ارزیابی‌های دوره‌ای خود متوجه می‌شوید که قابلیت‌ها و عملکرد تیم بیش از انتظارات بوده است. شما:
الف- به پاس این اتفاق آنها را به ناهار دعوت می‌کنید.
ب- یک سخنرانی تأثیرگذار کرده و از تک تک اعضاء قدردانی می‌کنید.
ج- در یک مراسم قدردانی، شاخص تعیین عملکرد برای فصل آتی را مشخص کنید.
د- برای تعیین یک هدف با قابلیت بالاتر و پرچالش‌تر برنامه‌ریزی می‌کنید.

7. آخر هفته پس از یک هفته خستگی و کار بی‌امان اما سودمند فرا می‌رسد در حالی که شما:
الف- تصمیم می‌گیرید که به عنوان جایزه به خودتان جمعه را حسابی استراحت کنید.
ب- قبل از ترک محل کار در روز پنج‌شنبه به همه اعضای تیم خسته نباشید می‌گویید و آرزوی آخر هفته‌ای خوش  برایشان می‌کنید.
ج)جمعه را صرف ایده‌پردازی برای هفته آتی می‌کنید تا هفته‌ای با راندمان بالا در انتظارتان باشد.
د- صبح زود روز تعطیل از خواب بر می‌خیزید و روی برنامه‌های جدیدی که در ذهن دارید کار می‌کنید تا صبح شنبه با همکارانتان در میان بگذارید.


8. به یک کنفرانس سالیانه تخصصی می‌روید و به برنامه این کنفرانس نگاهی می‌اندازید بیشتر زمان خود را صرف:
الف- حضور در کارگاهها و گروههای کوچک کاری می‌کنید که هدف آنها ارتقای بهره‌وری کارکنان و رضایت آنها است.
ب- حضور در پنل‌های تخصصی مرتبط با توسعه کارکنان و تعویض اختیار به آنها می‌کنید.
ج- حضور در کارگاههای مرتبط با پیشرفت شخصی و حرفه‌ای می‌کنید.
د- حضور در میزگردهایی با شرکت رهبران صنایع مرتبط، کارآفرینان سرشناس و رویدادهای صنفی می‌کنید.   


9. هیچ راه اجتنابی نیست و مجبورید تا یکی از کارمندان دوست داشتنی اما ناکارآمد خود را اخراج کنید. پس از آنکه ایشان را به حضور می‌خواهید و بعد از رساندن این خبر نه چندان خوشایند، شما:
الف- صحبتهای خود را با حرفهای انگیزشی و مشوق در خصوص استعدادهای فراوان او پی‌می‌گیرید.
ب- می‌پذیرید که به عنوان معرف او برای احراز مشاغل دیگر باشید.
ج- شماره و اطلاعات تماس یکی از دوستان کارفرمای خود را به او می‌دهید؛ فردی که شغلی مناسب ایشان در سازمان خود دارد.
د- گفت و گویی صمیمانه با او می‌کنید و تلاش می‌کنید تا مسیر شغلی آینده‌‌ی او را با توجه به استعدادهایش روشن‌تر کنید.

10. یکی از کارمندانتان از شما تقاضای ترفیع و ارتقای شغلی می‌کند، حال آنکه شما ترفیع ایشان را زود تشخیص می‌دهید. پاسخ‌تان به او چگونه خواهد بود:
الف- به نرمی واکنش نشان می‌دهم اما قاطعانه به او می‌گویم که می‌تواند ظرف یک سال یا چیزی در این حدود، به موقعیت مورد نظر دست یابد.
ب- توضیح می‌دهم که به چه مهارتهایی نیازمند است و او را از طریق خود-ارزیابی تربیت می‌کنم تامهارتهای مورد نیاز را بیاموزد.
ج- به او کمک می‌کنم تا برنامه‌ای برای توسعه مهارتهای خود بچیند و پیشرفت او را به شخصه دنبال می‌کنم.
د- او را در خصوص دیگر پستهای سازمانی که می‌تواند متناسب با تیپ شخصیتی و مهارتهای او باشد راهنمایی می کنم و سعی می‌کنم تا او را به سمت هدف مطلوب‌تر هدایت کنم .
شیوه نمره‌دهی:
پاسخ‌های الف= 1 امتیاز
پاسخ‌های ب= 2 امتیاز
پاسخ‌های ج= 3 امتیاز
پاسخ‌های د= 4امتیاز
شما جزء کدام دسته از مدیران هستید؟
10 - 15 امتیاز- مدیریت به سبک داستی بیکر
شما مثل داستی بیکر، مربی بیس بال، مدیری حمایتگر هستید. سیاست‌ها و فرآیندها را به خوبی می‌دانید و سعی دارید تا کاری کنید که اعضای تیم به خوبی و سهولت کنار یکدیگر کار کنند. چندان سنت‌شکنانه و خارج از چارچوب فکر نمی‌کنید، اما به شکل آهسته و پیوسته همراهان خود را هدایت و راهنمایی می‌کنید. شما برای سازمان ارزشمند هستید چرا که تعارض را در حداقل خود حفظ می‌کنید. و تحمل و صبر ناملایمات را دارید. شما مدیری هستید که به دور از حواشی، اتوبوس سازمان را آهسته و پیوسته می‌رانید و خیلی‌ اهل ماجرا جویی و البته نوآوری در مسیر نیستید.
چنانچه بتوانید میزان مشارکت اعضای تیم خود را ارتقاء دهید به بهره‌وری بالاتری دست خواهید یافت.
 
16- 25 امتیاز-  مدیریت به سبک فیل جکسون؛ مربی افسانه‌ای بسکتبال
شما قادرید مثل فیل جکسون، از سد پیچیدگی‌های بازی به کمک بازیکنان بلندقامت و شایسته خود عبور کنید و تمام تمرکز تیم را روی موفقیت جلب کنید.  هر چند برای خود استراتژی دارید، اما بیش از آینده، امروز را  در می یابید. شما می‌دانید که چگونه شخصیت‌های ناسازگار را طوری کنار هم قرار دهید که حتی در صورتی که بهترین عملکرد خود را نشان ندهند باز بتوانند تیم را به اهدافش برسانند. سازمانها به شما نیاز دارند، چون دنیا هر لحظه در حال تغییر است و شخصیت‌هایی نظیر  شما می‌توانند خود را با شرایط مختلف وفق دهند. برگ برنده‌‌ی شما شاید توانایی‌تان در کشف و پرورش استعدادها باشد.
26- 35 امتیاز- مدیریت به سبک وارن بافت
شما در کشف فرصت‌ها و بهره‌گیری از آنها عالی هستید. شما مدیری الهام بخش در سرد و گرم روزگار هستید و می‌توانید هم در اوقات خوشی و هم ناخوشی، کارکنان خود را همچنان مشتاق و علاقمند حفظ کنید.
به‌علاوه، مهارتهای بالایی در تفویض اختیار دارید و به همین دلیل قدرت جانشین پروری‌تان بسیار بالا است. سازمانها به شما نیاز دارند چرا که موفقیت‌ تنها  زاییده‌ی خیال پردازی و تولید ایده نیست، بلکه برنده‌ها کسانی هستند که بتوانند تجسم موفقیت را تحقق بخشند. تلاش کنید تا با مطالعه و مهندسی معکوس رهبران بزرگ جهانی و الگوبرداری آگاهانه از ایشان، خود را ارتقاء دهید.

36-40 امتیاز- سبک مدیریت رهبروار
چشم انداز شما قدرتمند و باشکوه بوده و همچون فانوسی در میان تاریکی‌های دریا، دیگران را متقاعد به پیروی از آن می‌کند. شما توانایی نفوذ در دل دیگران را دارید. هرچند ممکن است مثل هر انسانی اشتباه کنید، اما با توجه به محبوبیت و قدرت تمرکزتان می‌توانید سکَان سازمان را بدست گرفته و آن را از امواج سهمگین بحران دور کنید.
بهتر است به مدیران خود تفویض اختیار کرده و از زمان‌تان بیشتر برای کشف فرصتها، خلق و آفرینش ایده‌ها، الهام بخشی و انگیزش استفاده کنید. در قامت یک رهبر سازمانی، لبخند به لب داشته باشید، مدیریت نگاه را رعایت کرده، قانون انصاف و انسانیت را رعایت کنید و پرکار و الگوی نظم باشید.



[ پنجشنبه 10 دی 1394 ] [ 03:41 ب.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
اثربخشی یعنی چی؟ یعنی اینکه کارهای درست رو انجام دادن. کار درست در کسب و کار یعنی چی؟ یعنی به سوی هدف های درست و مناسب نشونه گرفتن. رهبر اثربخش کسیه که ضمن اینکه سبک مناسبی برای رهبری داره تا بتونه در کارکنانش نفوذ کنه و بهشون انگیزه بده، اهداف درستی رو هم بتونه برای سازمانش تعیین کنه و در بین پیروانش اجماعی برای رسیدن به این اهداف به وجود بیاره. رهبر اثربخش کسیه که:
اهداف و چشم انداز برای خودش و سازمانش داشته باشه

بر سر این چشم انداز اجماع خوبی ایجاد کنه و چشم اندازش رو با همه تشریک کنه.



[ پنجشنبه 10 دی 1394 ] [ 03:36 ب.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
یک رهبر موفق نیاز دارد تاثیرگذار باشد‌. او باید بتواند بر افراد اعمال نفوذ کرده تا از‌این طریق حمایت آنان را برای پذیرش پیشنهادات و اجرای تصمیماتش جلب نماید.


یک رهبر موفق نیاز دارد تاثیرگذار باشد‌. او باید بتواند بر افراد اعمال نفوذ کرده تا از‌این طریق حمایت آنان را برای پذیرش پیشنهادات و اجرای تصمیماتش جلب نماید.
در یک سازمان بزرگ‌، رهبر موثر کسی است که توانایی تاثیرگذاری هم بر زیردستان خود و هم بر افرادی که در رده‌های بالاتر از او قرار دارند را داشته باشد. دانستن‌اینکه افراد چگونه در سازمان می‌توانند بر یکدیگر اعمال نفوذ نمایند نیاز به آشنایی با موضوع قدرت دارد. قدرت را به این گونه تعریف کرده‌اند: توانایی یک فرد در اعمال نفوذ بر رفتار فردی دیگر، به گونه‌ای که اگر چنین قدرتی اعمال نمی‌شد فرد دوم کار را به نحوی دیگر انجام می‌داد. فردی را که اعمال نفوذ می‌کند «مسبب» و فردی را که تحت تاثیر قرار می‌گیرد‌، «هدف» می‌نامند. یک مسبب می‌تواند تنها بر یک هدف تاثیر گذارند یا می‌تواند بر یک گروه هدف اعمال نفوذ نماید. مسبب می‌تواند در پاره‌ای از اوقات یک گروه و حتی خود سازمان باشد. باید توجه داشت که تعریف قدرت برای مسبب بدون در نظر گرفتن ‌اینکه چه فرد یا گروهی هدف هستند کار دشواری است. قدرت، یک متغیر دینامیکی بوده که با تغییر شرایط می‌تواند تغییر کند. از آنجا که استفاده از قدرت جهت اعمال نفوذ است، ارزیابی نتایج اعمال نفوذ دارای اهمیت ویژه‌ای خواهد بود. نتایج اعمال نفوذ را می‌توان در سه سطح تعریف کرد: 1- اعمال نفوذ مسبب باعث تغییر نگرش فرد هدف می‌شود، میزان ‌این نوع نفوذ را می‌توان از طریق میزان تعهد فرد هدف ارزیابی كرد. 2- اعمال نفوذ مسبب باعث تغییر رفتار فرد هدف می‌شود، اما نگرش او را تغییر نمی‌دهد. میزان ‌این نوع نفوذ را می‌توان از طریق میزان پذیرش تصمیمات و پیشنهادات مسبب از سوی فرد هدف ارزیابی نمود. 3- اعمال نفوذ مسبب باعث مخالفت فرد هدف می‌شود، میزان‌این نوع نفوذ را می‌توان از طریق میزان مقاومت فرد هدف در مقابل درخواست مسبب ارزیابی نمود. حال ‌این سوال مطرح می‌شود‌: آن چیست که یک فرد یا یک گروه می‌تواند در سایه وجود آن بر دیگران اعمال نفوذ کند؟ یا به عبارتی منشا قدرت در کجا است؟
منشا قدرت را می‌توان در قدرت رسمی‌ یا در قدرت فردی دانست. قدرت رسمی‌از جایگاه و موقعیت رسمی‌فرد در سازمان حاصل می‌گردد و قدرت فردی ناشی از ویژگی‌های خاص خود فرد است. از دیدگاه دو پژوهشگر به نام‌های فرنچ و ریون 5 پایگاه قدرت رسمی‌ عبارتند از: قدرت قانونی، قدرت مبتنی بر پاداش، قدرت مبتنی بر زور‌، قدرت مبتنی بر اطلاعات و قدرت محیطی. پایگاه‌های قدرت فردی عبارتند از‌: قدرت مبتنی بر تخصص، قدرت مرجع و قدرت کاریزماتیک.
قدرت قانونی نمایانگر قدرتی است که شخص در سایه پست یا مقام سازمانی در سلسله مراتب و اختیارات رسمی‌سازمان به دست می‌آورد. در استفاده موثر از قدرت قانونی پیشنهاد می‌شود که درخواست‌ها مودبانه و روشن باشد، دلایل درخواست از سوی مسبب برای فرد هدف توضیح داده شود، در صورت لزوم، اختیارات مسبب برای فرد هدف بیان گردد، از کانال‌های مناسب درخواست‌ها پیگیری شود و پذیرش درخواست پیگیری گردد.
قدرت مبتنی بر پاداش ناشی از ادراک فرد هدف است. فرد هدف به ‌این علت مناسب خواست فرد مسبب رفتار می‌کند، كه آن رفتار به مزایا و منافع مثبت می‌انجامد یا منابعی را در اختیار او قرار می‌دهد که می‌تواند از آن بهره برد. بنابراین کسی که پاداش‌ها و منابعی را که از نظر فرد هدف ارزشمند است توزیع می‌کند‌، دارای قدرت می‌شود. در ‌اینجا منظور از واژه پاداش، پاداش‌های مادی است. در استفاده موثر از قدرت مبتنی بر پاداش توصیه می‌شود که پاداش‌هایی به افراد پیشنهاد گردد که برای آنها ارزشمند باشد، پاداش‌ها منصفانه و اخلاقی باشد، بیش از آنچه که از دست مسبب بر می‌آید قول پاداش به فرد هدف داده نشود، معیارهایی که بر اساس آنها پاداش داده می‌شود به طور ساده‌، روشن و جامع توضیح داده شوند، در صورتی که درخواست‌ها بر اساس معیارها به انجام رسید حتما در کوتاه‌ترین زمان ممکن پاداش مورد نظر تحویل گردد تا ‌این منشا قدرت بتواند در مواردآتی نیز موثر واقع شود و در نهایت پاداش با حالتی سمبلیک و مطلوب به فرد داده شود.
پایگاه قدرت مبتنی بر زور بر پایه اختیارات فرد مسسبب جهت تنبیه فرد هدف تعریف می‌گردد و بدان گونه که فرنچ وریون تعریف کرده‌اند بر پایه ترس و تهدید است‌. در سطح سازمانی اگر فردی بتواند فردی دیگر را اخراج کند یا او را در موقعیت شغلی پایین‌تری قرار دهد یا حتی به صورتی توهین‌آمیز با او رفتار کند می‌تواند بر فرد دوم قدرت داشته باشد. در استفاده از ‌این پایگاه قدرت، توصیه می‌شود که حتما از قبل قوانین و مقررات به طور کامل توضیح داده شود و اطمینان حاصل گردد که افراد هدف از نتایج تخطی خود از قوانین کاملا آگاه شده‌اند، حتما قضاوت در مورد عملکرد یا رفتار افراد هدف بر پایه واقعیت‌ها بوده و از قضاوت شتابزده که سبب تنبیه فرد می‌شود خودداری شود، سعی شود قبل از تنبیه حتما به تعداد کافی اخطار زبانی و کتبی به فرد داده شود‌، سعی شود اخطارها به صورت خصوصی باشد‌، از رفتار پرخاشگرانه در اخطار دادن پرهیز گردد، قبل از تنبیه و به هنگام دادن تذکر حتما به فرد گفته شود که شما حاضرید که او را در اصلاحش یاری نمایید، سعی شود از خود او پیشنهادی جهت اصلاحش دریافت گردد و در صورتی که تذکر نتیجه دلخواه را حاصل نکرد‌، از تنبیهی استفاده شود که قانونی و منصفانه باشد.
پایگاه قدرت مبتنی بر اطلاعات به واسطه دسترسی و کنترل بر اطلاعاتی که موقعیت سازمانی به فرد می‌دهد حاصل می‌گردد. مثلا یک منشی به واسطه دسترسی به یکسری اطلاعات خاص از ‌این منظر می‌تواند دارای قدرت بیشتری نسبت به برخی ازکارشناسان خبره یک واحد در همان سازمان باشد.
کنترل بر محیط فیزیکی و تکنولوژی و سازمان‌دهی می‌تواند فرصت اعمال نفوذ غیرمستقیم بر افراد را فراهم آورد و پایگاه قدرت محیطی برای فرد گردد. ‌این فرد می‌تواند از طریق داشتن فرصت طراحی شغل در سازمان یا امکان سازماندهی یا مهندسی فرهنگی در سازمان دارای قدرت شود.
قدرت مرجع (الگویی) در سایه تحسینی که فرد از دیگری می‌کند و آرزویی که برای شبیه شدن به آن شخص دارد، به وجود می‌آید. اگر تحسین و ستایش فرد مسبب از سوی فرد هدف باعث گردد که فرد هدف رفتار و نگرش فرد مسبب را الگوی خود قرار دهد‌، فرد مسبب نسبت به فرد هدف دارای قدرت مرجع یا الگویی می‌شود. جهت دستیابی و حفظ‌این پایگاه قدرت توصیه می‌شود که رفتارهای حمایتی و یاری رسان نسبت به افراد داشته باشید، جهت نشان دادن توجه خود به دیگران رفتارهایی که نشان از‌ایثار دارند از خود بروز دهید، به قول‌هایی که به دیگران می‌دهید عمل کنید، نسبت به نیازها و خواسته‌های دیگران توجه داشته باشید و با پذیرش افراد به آنها حس احترام و مثبت بودن دهید.
دانش منحصر به فرد در مورد کار و مهارت می‌تواند پایگاه قدرت گردد قدرتی که مبتنی بر تخصص است. البته باید به ‌این موضوع توجه داشت که داشتن مهارت و دانش به تنهایی برای کسب این پایگاه قدرت کافی نیست بلکه ‌این مهارت و دانش بایستی از سوی افراد هدف نیز ادراک شود. جهت دستیابی و حفظ‌ این پایگاه قدرت توصیه می‌شود که دلایل درخواست‌ها و پیشنهادات و علت اهمیت آنها برای افراد توضیح داده شود، شواهدی که نشان دهنده موفقیت پیشنهادات است فراهم و ارائه گردد، از گفته‌ها و اظهارنظرهای نسنجیده و بی‌دقت پرهیز گردد، از دروغ و بزرگنمایی در مورد واقعیات اجتناب شود، به نظرات و پیشنهادات دیگران با دقت و جدیت گوش داده شود و با اعتماد به نفس و بر مبنای معیارها عمل گردد.
پایگاه قدرت کاریزماتیک تقریبا شبیه قدرت مرجع است، با ‌این تفاوت که علاوه بر مکانیزم الگو بودن برای اعمال نفوذ از مکانیزم‌های دیگری نیز برای تاثیرگذاری بهره می‌برد.
باید توجه داشت که همواره قدرت بیشتر به معنای رهبری موثرتر نیست بلکه با توجه به موقعیت و نیز افراد هدف می‌توان میزان قدرت و نیز ترکیب قدرت متفاوتی (از میان پایگاه‌های قدرت مطرح شده در بالا) را برای رهبری موثر به کار برد. از سوی دیگر تعیین میزان بهینه ترکیب انواع قدرت نیاز به شناخت اثر متقابل انواع قدرت مطرح شده بر هم نیز دارد به عنوان مثال، دسترسی به اطلاعات به واسطه موقعیت سازمانی می‌تواند علاوه بر قدرت مبتنی بر اطلاعات سبب نوعی قدرت مبتنی بر تخصص نیز در شرایطی که فرد دارای مهارت به اطلاعات تکنولوژیکی سازمان دسترسی داشته باشد نیز شود. ‌این موضوع سبب توجه محققین به تاکتیک‌های قدرت و نفوذ گردید.
تاکتیک‌های قدرت اشاره به راه‌هایی دارد که افراد از طریق آنها می‌توانند قدرت لازم برای دستیابی به خواسته‌های خود و تاثیرگذاری بر تصمیمات را در سازمان کسب نمایند.‌ این تاکتیک‌ها عبارتند از: اجبار منطقی‌، مطلع کردن‌، درخواست‌های الهام بخش، مشاوره، مبادله، درخواست‌های فردی‌، تاکتیک‌های مشروع‌، فشار و ائتلاف.
اجبار منطقی: در ‌این روش فرد برای ‌اینکه نشان دهد پیشنهاداتش عملی بوده و سبب دستیابی به اهداف می‌گردد از توضیحات‌، استدلالات منطقی و شواهد واقعی استفاده می‌کند.
مطلع کردن: در ‌این تاکتیک مسبب توضیح می‌دهد که چرا درخواست یا پیشنهادش به نفع فرد هدف تمام می‌شود.
درخواست‌های الهام بخش: در ‌این تاکتیک برخلاف اجبار منطقی مسبب سعی می‌کند از طریق برانگیختن احساسات فرد هدف و وصل کردن درخواست یا پیشنهادش به نیازها‌، ارزش‌ها و ‌ایده‌آل‌های او به هدف خود دست یابد.
مشاوره: در ‌این تاکتیک سعی می‌شود از طریق دعوت فرد هدف به مشارکت در تبیین درخواست و اجرای پیشنهادات به هدف رسید.
مبادله: در‌این تاکتیک پیشنهاد فراهم آوردن چیزی که فرد هدف می‌خواهد در ازای پذیرش درخواست مسبب داده می‌شود.
درخواست‌های فردی: در‌ این تاکتیک سعی می‌شود از دوستی و وفاداری‌ای که فرد هدف به مسبب دارد استفاده شود.
تاکتیک‌های مشروع: در ‌این تاکتیک، مسبب، تلاش می‌کند از طریق کسب اختیارات جدید برای خود و تصویب قوانین جدید به هدف خود دست یابد.
فشار: در ‌این تاکتیک فرد از طریق برخورد قاطع سبب پذیرش درخواست خود می‌شود. ‌این برخورد محکم و قاطع می‌تواند به صورت پیگیری مداوم جهت انجام درخواست فرد باشد و لزوما به معنی برخورد تهدیدآمیز و توهین‌آمیز نیست.
ائتلاف: در ‌این تاکتیک فرد از طریق درخواست کمک از دیگران و تشکیل ائتلاف قدرت لازم برای انجام درخواستش را کسب می‌کند.
آنچه که گفته شد نگاهی کوتاه به موضوع قدرت در رهبری سازمانی است، اما باید توجه داشت که در ادبیات ‌این موضوع تاکید زیادی بر استفاده از قدرت و تاکتیک‌های آن بر اساس اصول اخلاقی و در جهت تحقق اهداف اخلاقی و سازمانی شده است.
منابع:

1.G.Yukl, Leadership in Organizations (seventh edition, 2010)
2. مبانی رفتار سازمانی، رابینز، استیفن پی، ترجمه دکتر علی پارسیان و دکتر محمد اعرابی (ویرایش دوم، دفتر پژوهش‌های فرهنگی،1378)
پوریا اولادزاد   منبع: دنیای اقتصاد
[ شنبه 21 آذر 1394 ] [ 12:09 ق.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

حمیدمظاهری راد فعالترین وبلاگ نویس تبریزی با یکصد وب سایت در زمینه های مدیریتی سیاسی ادبی فرهنگی هنری ورزشی علمی اجتماعی تاریخی عرفانی گردشگری و...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان